محمد مهدى ملايرى
216
تاريخ و فرهنگ ايران ( فارسى )
دوم مهرى كه نگين آن عقيق و نقش آن خراسان خرّه با حلقه زرين بود و بدان تذكرهها را مهر مىكردند ( تذكره چنان كه گذشت دفترى بود كه در آن توقيعهاى شاه ثبت مىشد . ) سوم مهرى كه نگين آن جزع و نقش آن اسبسوارى تازان با حلقهء زرين ، و نقش آن الرجأ ( اميد ) بود و بدان پاسخ بريد را مهر مىكردند . چهارم مهرى كه نگين آن ياقوت گلرنگ و نقش آن بالمال ينال الفرح ( با خواسته به شادى رسند ) و حلقهء آن زرين بود و با آن فرمانهاى تبرئه و گذشت از مجازات نافرمانان و گنهكاران را مهر مىكردند . پنجم مهرى كه نگين آن ياقوت بهرمان و از بهترين و صافىترين رنگ سرخ و گرانمايهترين نوع آن بود . نقش آن خرّه خرم ( كه به عربى بهجت و سعادت معنى شده ) و دو طرف آن مرواريد و الماس بود و با آن گنجينهء جواهرات و خرانهء ويژه و زيورآلات مهر مىشد . ششم مهرى كه نگين آن آهن چينى و نقش آن عقاب بود و با آن نامههائى كه به پادشاهان اطراف نوشته مىشد مهر مىگرديد . هفتم مهرى كه نگين آن پادزهر و نقش آن پشه بود و با آن خوراكيها و داروها و بوى افزارها را مهر مىكردند . هشتم مهرى كه نگين آن جمان ( لولو ) « 1 » و نقش آن سرگراز بود و با آن احكام اعدام و گردن محكومان به اعدام مهر مىشد . نهم مهرى از آهن كه در گرمابه و آبزن به دست مىكردند « 1 » . صاحب العمل ( كاردار ) از روايت ابن مقفع چنين برمىآيد كه صاحب العمل سرپرست دستگاهى بوده كه همه نويسندگان و دبيرانى كه كار آنها نوشتن و آماده كردن نامهها و فرمانها و اسناد بوده ، در آنجا به خدمت
--> ( 1 ) . مروج الذهب ، پلّا 1 / 320 و 321 .